کتاب قانون
سلام
امروز دایی علی
برگشت اراک. این چند روزی که پیشمون بود چقدر عالی بود و چه زود گذشت. خیلی هم بهش زحمت دادیم. بقول خاله زیور خیلی پسر خوبیه.
جاش خیلی خالیه
.
دیشب با دایی علی فیلم کتاب قانون رو دیدیم. بنظر من خیلی قشنگ و آموزنده بود. کتاب قانون همون قرآن کریم هست که متاسفانه چون مفت بدستمون رسیده قدرشو نمیدونیم و این کاتالوگ زندگی ما فقط گوشه طاقچه هامون خاک میخوره.
صدای قرآن رو که میشنویم اونقدر برامون غریبه است که فکر میکنیم کسی مرده که صدای قرآن میاد!!!!!!!!!!!!!!
این چند روز تعطیلی که در پیش داریم قراره تهران بمونیم. 
یا علی مدد
دایی مسعود
سلام
دایی مسعود گل تولد نوزده سالگیت مبارک

دوستت داریم یه عالمه هر چی بگیم بازم کمه




کسی که با یک جلسه آموزش رانندگی بار اول گواهینامه میگیره
مطمئنا توی تحصیلات و شغل آیندش هم موفق میشه. ایمان دارم که میتونی.
روزی که داشتی از اراک میومدی خونه ما به محمد ابراهیم گفتم دایی مسعود داره میاد. با خوشحالی رفت سمت در که برات بازش کنه براش توضیح دادم که الان توی راه هستی و شب میرسی. چند دقیقه بعدش که صداش زدم گفتم کجایی گفت تو راخم!! (تو راهم) 
دایی جون ممنون که اومدی ولی لطفا دفعه بعدی بیشتر پیشمون بمون.
پ.ن.: دوست عزیزم آرزو جون
برای مادر گل و مهربونت
آرزوی سلامتی و عمر باعزت دارم.
یا علی مدد
ICE AGE 1
سلام
با اینکه چند تا سی دی کارتن دیگه هم داری اما انیمیشن عصر یخبندان برات یه چیز دیگست. جملات عصر یخبندان رو تکرار میکنی: بیا بغل عمو سید. یا چرا هیچکس منو دوس نداره؟ یا ...

در حال تماشای بار n ام عصر یخبندان 1 با دایی علی طفلکی
که کل انیمیشن رو حفظ شده: مامان گذات نسوزه!!!!!!!
در آشپزخانه مشغول دقت به کارهای من که داشتم پودر ماشین لباسشویی رو در ظرف پلاستیکی میریختم و یه مقداری از پودر ریخت توی سینی ای که زیرش گذاشته بودم: کی اینو ریخت؟
من ریختم
. ای مامان بی ادب. چرا ریختی؟!!!!!
پ.ن. پست قبل: از کمک دوستان بینهایت ممنونم. 
یا علی مدد