بزرگ میشی یادت میره

محمد ابراهیم

کتاب قانون

سلامبغل

امروز دایی علیقلب برگشت اراک. این چند روزی که پیشمون بود چقدر عالی بود و چه زود گذشت. خیلی هم بهش زحمت دادیم. بقول خاله زیور خیلی پسر خوبیه.چشمک جاش خیلی خالیهناراحت.

دیشب با دایی علی فیلم کتاب قانون رو دیدیم. بنظر من خیلی قشنگ و آموزنده بود. کتاب قانون همون قرآن کریم هست که متاسفانه چون مفت بدستمون رسیده قدرشو نمیدونیم و این کاتالوگ زندگی ما فقط گوشه طاقچه هامون خاک میخوره.گریه صدای قرآن رو که میشنویم اونقدر برامون غریبه است که فکر میکنیم کسی مرده که صدای قرآن میاد!!!!!!!!!!!!!!تعجب

این چند روز تعطیلی که در پیش داریم قراره تهران بمونیم. نیشخند

یا علی مددقلب

  
نويسنده : مامان محمد ابراهیم ; روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


دایی مسعود

سلام

دایی مسعود گل تولد نوزده سالگیت مبارک

دوستت داریم یه عالمه           هر چی بگیم بازم کمهقلبقلبقلبقلبقلب

کسی که با یک جلسه آموزش رانندگی بار اول گواهینامه میگیره تشویقمطمئنا توی تحصیلات و شغل آیندش هم موفق میشه. ایمان دارم که میتونی.از خود راضی

روزی که داشتی از اراک میومدی خونه ما به محمد ابراهیم گفتم دایی مسعود داره میاد. با خوشحالی رفت سمت در که برات بازش کنه براش توضیح دادم که الان توی راه هستی و شب میرسی. چند دقیقه بعدش که صداش زدم گفتم کجایی گفت تو راخم!! (تو راهم) قهقهه

دایی جون ممنون که اومدی ولی لطفا دفعه بعدی بیشتر پیشمون بمون.مژه

پ.ن.: دوست عزیزم  آرزو جونقلب برای مادر گل و مهربونتقلب آرزوی سلامتی و عمر باعزت دارم.

یا علی مددقلب

  
نويسنده : مامان محمد ابراهیم ; روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


ICE AGE 1

سلامبغل

با اینکه چند تا سی دی کارتن دیگه هم داری اما انیمیشن عصر یخبندان برات یه چیز دیگست.  جملات عصر یخبندان رو تکرار میکنی: بیا بغل عمو سید. یا چرا هیچکس منو دوس نداره؟  یا ...

ICE AGE 1

 

در حال تماشای بار n ام عصر یخبندان 1 با دایی علی طفلکی کلافهکه کل انیمیشن رو حفظ شده: مامان گذات نسوزه!!!!!!!تعجب

در آشپزخانه مشغول دقت به کارهای من که داشتم پودر ماشین لباسشویی رو در ظرف پلاستیکی میریختم و یه مقداری از پودر ریخت توی سینی ای که زیرش گذاشته بودم: کی اینو ریخت؟سوال من ریختمابله. ای مامان بی ادب. چرا ریختی؟!!!!!تعجب

پ.ن. پست قبل: از کمک دوستان بینهایت ممنونم. قلب

یا علی مددقلب

  
نويسنده : مامان محمد ابراهیم ; روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers